خودت را بشناس
السلام علیک یا بقیه الله

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر (بخش اول)

 

درآمدی براین بحث:

دو پایه اصلی درمباحث مهدویت شیعه وجود دارد: غیبت و ظهور. هریکی ازاین دو پایه خودش دربردارنده مسائلی دیگراست.یک مسئله ازاین مسائل که در پایه ظهور بحث می شود اینست که ظهور حضرت ولی عصر کی اتفاق خواهد افتاد؟

وقتی بپذیریم که اولا حضرت ولی عصر زنده است و حیات دارد وثانیا درحال غیبت به سرمی برد و ثالثا مقدرشده است که روزی ظهور بنماید، آن گاه سوال پیش می اید که زمان ظهور ایشان کی خواهد بود؟

وقتی می دانیم که خداوند حجت دوازدهم خویش را نگه داشته و نیز وقتی می دانیم که قرار است به دست او وعده های الهی تحقق یافته و بشر به آرمان های خویش دست بیابد ، طبیعی است که بپرسیم ظهور ایشان چه وقت است؟

وقت ظهور پرسشی است که در ادیان دیگر نیزوجود دارد. یهودیان دراین باره اتفاق نظرنداشته اند. بعضی براین باورند که وقت ظهور ماشیَح (منجی یهودیان) تعیین کردنی نیست؛ بعضی براین باورند که تعیین کردنی هست و دقیقا تاریخ تعیین کرده اند و بعضی دیگر براین باورند که تعیین کردنی هست ولی به صورت احتمالی (منجی درادیان ص48) بعضی یهودی ها پایان قرن پنجم را وقت ظهور منجی دانسته اند، بعضی ها چهارصد سال بعد از ویرانی دوم اورشلیم ( منجی درادیان-صص48 و 49) ولی درنقطه مقابل انها دیگران برتعیین کنندگان وقت ظهور منجی لعنت فرستاده اند و گفته اند مردم دنبال کارهای نیک بروند. آمدن منجی مشروط به کارهای نیک مردم است.(منجی درادیان ص50)

مسیحیان هم دراین باره اتفاق نظرنداشته اند. دربعضی ایات کتاب مقدس ازتعیین زمان ظهور منجی نهی شده است. (انجیل متی باب 24 آیه 36 و باب 25 ایه 13) ولی اخیرا شاهدیم "هارولد کامپینگ" کشیش مسیحی اعلام کرد که وقت ظهور مسیح 21 مه 2011 است و چون دراین روز مسیح بازنگشت، دوباره اعلام کرده که 21 اکتبر 2011  بازخواهد گشت ( رجوع کنید به سایت وی با آدرس familyradio.com )

اگردیده باشید فیلم 2012 تلویحا پایان تاریخ را معلوم کرده است. می گویند در پیش گویی های نوستراداموس واثار باقی مانده تمدن مایا سال 2012 سال پایان عالم دانسته شده است ونیز می گویند بعضی پیش بینی های علمی گواه براین مدعاست.

باب شده است که کسانی خیرخواهانه یا بدخواهانه دست به توقیت می زنند. فیلم مستند " ظهور بسیار نزدیک است" تلویحا اشاره به نزدیک بودن ظهور حضرت ولی عصر دارد. یک فرقه انحرافی ادعا کرده است که ظهور صغری در 14 خرداد رخ خواهد داد. اخیرا نوشته ای ازیک منجم در قرن دهم به نام محمد بن جلال الحسینی به دست آمده که سال ظهور را 1214 قمری تعیین کرده است( سایت وعده صادق رجوع شود)

با این همه تاریخ ذهن ادمی به تحیر و تشویش خواهد افتاد و خواهد پرسید بالاخره منجی موعود چه وقت ظهور خواهد کرد؟ کدام یک ازاین تاریخ ها درست است؟ ایا ظهور مهدی موعود قابل تعیین کردن هست یانه؟ اگرقابل تعیین کردن هست چرا و اگر نیست چرا؟

منابع

1-                شاکری زواردهی روح الله- منجی درادیان بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود 1388 قم

 

[ 90/03/30 ] [ 23:55 ] [ دکتر میثم امانی ] [ ]

فرج نزدیک است یعنی چه؟

 خبرگزاری آفتاب

 پایگاه امام عصر (عج)


بعضی تعبیرات در متون دینی ما هست که بعضی وقایع و پدیده ها را نزدیک دانسته است مثل یاری خدا نزدیک است {الا ان نصرالله قریب} (بقره -214) قیامت نزدیک است { ومایدریک لعل الساعه قریب} (شوری-17 و اسراء-51 واحزاب -62) عذاب نزدیک است{انا انذرناکم عذابا قریبا}(نباء -40) مرگ نزدیک است {ربنا اخّرنا الی اجل قریب} (ابراهیم-44 و نساء 77 و منافقون -10)

درقران کریم آمده است:{ انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا}(معارج -6 و 7) آنها چنان روزی را دور می بینند وما نزدیک می بینیم. درعای عهد همین عبارت وارد شده که آنها آن روز را دور می بینند و ما نزدیک می بینیم بنابراین باید بگوییم فرج حضرت ولی عصر(عج) نزدیک است ولی سوال؟ فرج نزدیک است یعنی چه؟

 نظر به قرآن و شرح و تفسیرهایی که از ایات شریفه آن شده است ، روشن خواهد کرد که معنای نزدیک بودن فرج حضرت ولی عصر چیست. به نظر می رسد که بنا به دلایل زیر فرج نزدیک است:

دلیل اول.

به طور کلی دو عالم وجود دارد: عالم مادیات و عالم مجردات و هریک ازاین دو عالم یک سری شرایط و مقتضیات خاص خویش دارد. یکی ازلوازم عالم مادیات زمان مند بودن است یعنی همه پدیده های مادی دارای زمان اند. نزدیک بودن و دیر بودن به واسطه زمان پدید می آید. ما مثلا زمان حاضر را ملاک قرار می دهیم بعد می گوییم انقلاب اسلامی به زمان ما نزدیک است ولی حمله اعراب به ایران نسبت به زمان ما دیر است. درعالم مجردات زمان وجود ندارد بنابراین دیری و نزدیکی آنجا وجود نخواهد داشت. همه پدیده های مادی برای موجودات مجرد علی السویه اند و نسبت آنها با پدیده های مادی یکسان است به عبارت دیگرهمه چیز برای آنها نزدیک است و انها چیزی را دیر ازخود نمی بینند. وقتی قران می گوید شما انسان ها قیامت را دیر می بینید ولی ما نزدیک می بینیم چون خداوند مجرد است لذا نزدیکی و دیری نزد او بی معناست. ازاین نظر باید بگوییم فرج نزدیک است یعنی دیربودن زمان فرج نسبت به ما دیراست ولی نسبت به خداوند و سایرموجودات مجرد نزدیک است( تفسیرابن عربی- ج2- ص369)

دلیل دوم.

کسانی که می گویند قیامت بعید است منظورشان اینست که اصلا ممکن نیست قیامت به وقوع بپیوندد یعنی اصل وقوع قیامت را بعید می دانند.بعید می دانند یعنی محال می دانند ولی خداوند می گوید قیامت نزدیک است یعنی واقع خواهد شد و به وقوع خواهد پیوست.( تفسیرتبیان ج10 ص116 و المیزان ج 20 ص8 و ترجمه تفسیرمجمع البیان ج25 ص302 و تفسیرمقاتل بن سلیمان ج4 ص436) کافران چون ایمان به معاد ندارند درپی انکار آن برآمده اند و گفته اند بسیار دوراز ذهن است که قیامت به وقوع بپیوندد ولی مومنان چون ایمان به معاد دارند می گویند حتما قیامت خواهد آمد. چون قیامت وعده الهی است و وعده الهی تخلف بردار نیست. به این معنا فرج نزدیک است یعنی حتما محقق خواهد شد چون خداوند وعده داده بر مستضعفان عالم منت نهاده و آنها را پیشوا و وارث قرار بدهد و نیزوعده داده که زمین به ارث بندگان صالح او خواهد رسید.کافر چون مایوس از رحمت الهی است فرج را بعید می پندارد ولی مومن چون به رحمت الهی امید دارد فرج را نزدیک می بیند.

دلیل سوم.

تعبیر حق و باطل را قران بسیار به کاربرده است. آمده است که {جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا}(اسراء-86)  ازاین تعبیربرمی اید که باطل اصلا ثبات و دوامی ندارد. باطل یک امر اعتباری بیش نیست و هرچه هست حق است(ترجمه المیزان ج 11 ص 456و تبیان ج6-ص513 و تفسیرابن عربی ج 1- ص378). قرآن حق را به آب و باطل را به کف روی آب تشبیه کرده اس(رعد -17) خاصیت آب اینست که حقیقی است و دوام دارد و لی خاصیت کف اینست که اعتباری است و دوام ندارد.

. انکه طالب حق است هیچ گاه به کف ها دل نمی بندد بلکه همیشه به حقیقت اب می نگرد ولی انکه طالب باطل است می پندارد باطل واقعیت است و فریب می خورد. کسی که حق گراست همیشه خود را نزدیک به حق می بیند ولی کسی که باطل گراست همیشه حق را دورمی بیند.

فرج حق است . این همه باطل تنها مانند کف روی آب اند. بی تردید زیراین کف ها آب وجود دارد که چشم حقیقت بین می طلبد که ببیندش. همین الان فرج وجود دارد ولی زیر کف های باطل لذا انکه حق گراست خود را به حق نزدیک می بیندواحساس دوری ازآن نخواهد کرد.حق و حقیقت اگرچه پشت حجاب باشد و زیر خروارها پوشال ولی حق بودن خود را حفظ خواهد کرد. درعالم اگر باطل وجود دارد و فساد و دشمنی و شر و بدی درست می کند ولی همه سراسر خیر است هم برای ما هم برای خودشان.

دلیل چهارم.

خاصیت آدمی اینست که وقتی به گذشته می نگرد فکر می کند خیلی زود گذشته ولی وقتی به اینده می نگرد فکر می کند خیلی راه دارد تا بدان برسد. وقتی می گویند مرگ نزدیک است معنایش اینست که گمان نبری فاصله زیادی داری تا به مرگ برسی . تا چشم به هم بزنی مرگ خواهد رسید. دورپنداری پدیده ها باعث غفلت ادمی خواهد شد. ادمی هرلحظه باید حاضر باشد و هرلحظه مرگ خویش را بیاد بیاورد تا غافل نگردد. نزدیک دانستن مرگ یک اثرتربیتی دارد و تورا وادار خواهد کرد که اسیر جهالت ها و غفلت ها نشوی.

 فرج نزدیک است یعنی اینکه تا چشم بهم بزنی فرج آل محمد خواهد رسید لذا گذران عمر و دوری راه تورا نفریبد. ممکن است درگیر زندگی روزمره بشوی و فراموش بکنی و ان گاه که ظهور محقق بشود تازه به خود بیایی بی آنکه کاری کرده باشی. هرلحظه باید بیندیشیم که فرج شاید الان واقع بشود. گفته اند صبح و شام منتظر فرج باشید.

دلیل پنجم.

طبق باورهای شیعه پیامبر و امامان دارای ولایت تکوینی اند وهمین الان حاضر و ناظر برهمه اعمال انسان ها. زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نیست و حجت الهی برباطن اعمال انسان ها احاطه دارد. (مطهری -32) و اعمال انسان ها براو عرضه می شود و او مشاهده می کند.

این امام حاضر در زمان ما حضرت ولی عصر است. خود وجود حضرت ولی عصر فرج است. به تعبیرمتکلمین ما وجود امام لطف است. جدای ازاینکه امام اعمال ولایت بکند و حکومت داشته باشد، خود اصل وجود وی فرج است که اگر نبود کاربشر مشکل تر ازاین بود که هست. لذا اگر کسی درست بنگرد فرج نزدیک است یعنی وجود امام همیشه حاضر وناظر برماست و به ما نزدیک است چنانچه خداوند به ما نزدیک است.

دلیل ششم.

یکی از سنت های الهی سنت عسر و یسر یا سختی و اسایش است. ایه قران است که {ان مع العسر یسرا} (انشراح 6 و7 ) درکنار هرسختی یک اسایش وجود دارد.

بعضی اسایش ها هست که بعد از سختی ها می آیند و بعضی اسایش ها هست که همراه سختی ها می ایند. عمده اسایش های باطنی ازاین قسم است. شما در کنار اینکه سختی می کشی دردرون خود احساس آرامش خواهی کرد. همگام با سختی و تلاش و زحمت شما یک حس معنوی امید بخش و راحتی افزا درشما شکل خواهد گرفت.

فرج چیزی جز همین احساس ارامش و اسایش درونی نیست.در روایت نبوی آمده است که "الفرج مع الکرب"  درکنار غم و اندوه، خوشی و گشایش است(تفسیرنور الثقلین ج 5- ص605) امام صادق فرموده است: برشما باد به تسلیم و رد امور به ما و انتظار امر ما و فرج ما و فرج خودتان(درسنامه مهدویت ج2 ص206) امام سجاد فرموده اند: انتظار فرج و گشایش خود از بزرگترین گشایش هاست( کمال الدین و تمام النعمه ج 1- ص319) همین که بکوشیم و تلاش بورزیم و تکلیف خویش را دنبال بکنیم خودش فرج و گشایش ماست. انتظار به معنای مثبت آن خودش نوعی فرج و گشایش محسوب می شود.

سخن پایانی

امام موسی کاظم فرموده است: { فلو قیل لنا ان هذا الامر لایکون الا الی ماتی سنه او ثلاثماته سنه لقست القلوب و لرجع عامه الناس  عن الاسلام ولکن قالو مااسرعه و مااقربه تالفا لقلوب الناس و تقریبا للفرج}اگر به ما بگويند: اين امر (ظهور دولت حق) تا دويست يا سيصد سال ديگر واقع نمى‌شود، دلها سخت شود و بيشتر مردم از اسلام برگردند، ولى مى‌گويند: چقدر زود مى‏آيد، چقدر به شتاب مى‏آيد، براى اينكه دلها گرم شود و گشايش نزديك گردد. (اصول کافی ج2 ص 192 حدیث 6 و الغیبه نعمانی ص297 روایت 14)

چنانچه در این حدیث دیده می شود امام موسی کاظم تعبیر نزدیکی فرج را به کار برده اند نه نزدیکی ظهور و بین این دو فرق هاست. اگر گفته می شود" فرج نزدیک است" ازاین بابت است که اولا دلها الفت یافته و ثانیا به فرج و گشایش نزدیک تر بشویم. فرج هم می تواند فرج محمد و آل محمد(ص) باشد و هم فرج خودمان و البته این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

منابع

1-                قمی ابوجعفرمحمد بن علی کمال الدین و تمام النعمه انتشارات الاسلامیه مترجم محمد باقر کمره ای 1378 و 1379- تهران

2-                سلیمیان خدامراد درسنامه مهدویت جلد سوم بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود -1389 قم

3-                طبرسی فضل بن حسن- مجمع البیان فی تفسیرالقران- ناصرخسرو- 1372 تهران

4-                طباطبایی محمد حسین ترجمه المیزان ترجمه محمد باقر موسوی همدانی- جلد یازدهم -دفتر انتشارات اسلامی 1374- قم

5-                بلخی مقاتل بن سلیمان تفسیرمقاتل بن سلیمان داراحیاء تراث العربی 1423 بیروت

6-                 ابن عربی ابوعبدالله تفسیرابن عربی -  داراحیاء تراث العربی 1422- بیروت

7-                طوسی محمد بن حسن تبیان فی تفسیرالقران داراحیاء االتراث العربی بی تا بیروت

8-                عروسی حویزی عبدعلی- نورالثقلین انتشارات اسماعیلیان 1415 تهران

9-                مطهری مرتضی امامت و رهبری- انتشارات صدرا-  1387- قم

 

[ 90/03/25 ] [ 16:44 ] [ دکتر میثم امانی ] [ ]

آیا کسی می تواند ادعا کند زمان ظهور حضرت ولی عصر(عج) را می داند؟

پایگاه خبری تحلیل مهدی یاوران

 خبرگزاری آفتاب

پایگاه امام عصر (عج)


سوال اینست که بعضی مدعی اند زمان ظهور حضرت ولی عصر را می دانند؛ علم به زمان ظهور حضرت ولی عصر چگونه حاصل می شود؟ ایا اصلا از طریق راه های شناخت که دراختیار بشر هست، می توانیم به زمان ظهور علم پیدا کنیم یانه؟ دراین مقال استدلال خواهیم کرد که بشر پنج راه برای شناخت پدیده ها دارد ولی درهیچ کدام ازاین پنج راه زمان ظهور معلوم نیست.

یک. راه وحی.

که خاص پیامبران است. بعضی شناخت ها از طریق وحی رسیده است ولی هیچ جا در وحی اشاره به زمان ظهور حضرت ولی عصر نشده لذا کسی نمی تواند با استناد به وحی بگوید زمان ظهور را می دانم. قرآن که وحی الهی است، هیچ جا تصریح به زمان ظهور نکرده است.

دو. راه الهام.

 که خاص ائمه است. بعضی شناخت ها از طریق الهام رسیده ولی هیچ جا درسخنان ائمه اشاره به زمان ظهور نشده بلکه گفته اند ما اصلا زمان ظهور را تعیین نخواهیم کرد. امام صادق فرموده اند: "ما اهل بیت تعیین وقت نمی کنیم. نه برای آنچه  درگذشته اتفاق افتاده و نه برای آنچه در اینده اتفاق خواهد افتاد تعیین وقت نکرده و نخواهیم کرد". (بحارالانوار ج52 ص104)

سه. راه عقل.

 هیچ حا علوم عقلی نتوانسته اند زمان ظهور را تعیین بنمایند. شناخت عقلی می تواند قواعد و قوانین کلی را دراختیار ما بگذارد ولی درباره جزئیات پدیده ها مثل زمان دقیق روی دادن آنها سخن نمی گوید.

چهار. راه تحربه.

  تجربه دو وظیفه دارد. یکی تبیین امور بالفعل مشهود و یکی دیگر پیش بینی امور بالقوه نامشهود. داشته ایم در بعضی علوم تجربی که سخنانی درباره پایان عالم و زمان ظهور گفته اند. دراین مورد چه باید گفت؟ اولا عموم آنچه علوم تجربی دراین باره گفته اند فرضیات است. آنها شواهدی یافته اند و براساس شواهد یافت شده، فرضیه ای درباره پایان عالم طراحی کرده اند ولی قطعیت ندارد. ثانیا درباره پایان عالم یک فرضیه تنها وجود ندارد بلکه چند فرضیه وجود دارد لذا توافق دراین مورد دیده نمی شود. ثالثا گزاره های تجربی همگی مشروط اند و درشرایط خاصی درست درمی آیند. اگرآن شرایط وجود نداشته باشد یا تغییرپیدا بکند طبیعی است که نتیجه عوض خواهد شد.

پنج. راه شهود.

بعضی ادعا می کنند به واسطه کشف و شهود کردن حال چه درخواب و چه دربیداری توانسته اند زمان ظهور حضرت ولی عصر را بفهمند ولی به سه دلیل شهود نمی تواند مجوز تعیین وقت ظهور باشد.

دلیل اول اینکه اصلا شهود، معیار باورهای دینی ما نیست. معیار باورهای دینی ما یکی عقل است و یکی دیگر نقل. شهود درشناخت باورهای دینی ما حجیت ندارد زیرا یک مسئله کاملا شخصی است و برای دیگران که آن را ندیده اند حجیت نخواهد داشت.

دلیل دوم اینکه خود عارفان گفته اند شهود ها بعضی اوقات شیطانی اند و بعضی اوقات رحمانی. بعضی شهود ها القاشده ی شیطان است و بعضی القاشده ی خداوند. (مفاتیح الغیب ص321) درقرآن آمده است که شیاطین می توانند به دوستان خود وحی بفرستند، وحی به معنی القائات و تلقینات پنهانی.{ان اشیاطین لیوحون الی اولیائهم}(انعام-121) برای تشخیص اینکه کدام شهود شیطانی است و کدام رحمانی ، باید به وحی رجوع بکنیم چون وحی خطابردار نیست.اگرشهود باوحی مطابقت داشت رحمانی وگرنه شیطانی خواهد بود لذا ممکن است بعضی ها که می گویند شهود کرده ایم ودرشهود خویش متوجه زمان ظهور شده ایم، نادانسته و ناخواسته تحت تاثیرالقائات شیطانی قرار گرفته باشند.

دلیل سوم اینکه فرض بگیریم که کسی شهود کرده و متوجه زمان ظهور شده است؛ هم خود عرفا گفته اند که نباید اسرار رافاش بنماییم ،هم در روایات اهل بیت نبوی آمده است که امر ما اهل بیت را فاش ننمایید( اصول کافی- ج 3-باب الکتمان - ص315 حدیث4 و نیز رجوع کنید الغیبه نعمانی باب صون سّرآل محمد(ص)) امام صادق فرموده است: امر ما اهل بیت پنهان و پوشیده است و هرکه آن را فاش بنماید خدا وی را ذلیل خواهد کرد. (اصول کافی ج 3- باب الکتمان ص320 حدیث 15) و نیزفرموده است پوشاندن سّر ما اهل بیت جهاد درراه خداست. ( اصول کافی- ج 3- باب الکتمان- ص320- حدیث16) زمان ظهور حضرت ولی عصر ،سّر اهل بیت است و آنانکه سّر اهل بیت را فاش بنمایند مورد عذاب الهی قرار خواهند گرفت. (اصول کافی- ج 3- باب الکتمان ص317- حدیث8)

نتیجه اینکه برای آگاه شدن از زمان ظهور حضرت ولی عصر پنج راه  می تواند وجود داشته باشد ولی چون هیچ کدام ازاین پنج راه نمی تواند زمان ظهور را نشان بدهد لذا ادعای علم به زمان ظهور ، دروغ محض است.


[ 90/03/21 ] [ 10:36 ] [ دکتر میثم امانی ] [ ]

انحراف دینی؛ مهدویت و معیار

 پایگاه خبری تحلیلی مهدی یاوران


دوستی پرسید اینقدر میگویند جریان انحرافی ....جریان انحرافی؛ ازکجا معلوم که این جریان واقعا انحرافی است؟ شاید این جریان درست می گویند و شاید مخالفان آنها واقعا انحرافی اند؟

ازاین شک و تردید ها بعضی وقت ها ممکن است درذهن دیگران پدید بیاید ولی واقع مسئله اینست که انحرافی نامیدن جریانی خاص دلیل می طلبد و ما تابع دلیلیم.

انحراف دینی شامل آن دسته افکار، عقاید و اعمال و مناسک می شود که با متون دینی ناسازگارباشد.آنچه باعث می شود یک جریان چه فکری و چه عملی انحرافی نامیده بشود عدول از موازین دینی است.

تازگی ندارد و از زمان حیات رسول الله بوده اند اشخاص و جریان هایی که تلاش کرده اند به نوعی یا از موازین دینی به سلیقه و اجتهاد شخصی خود عدول نموده یا پسند خود را برمتون دینی تحمیل بنمایند. قرآن صریحا تاکید می کند که راه درست و راه نادرست روشن شده است " قد تبین الرشد من الغی "(بقره-155) حق و باطل مشخص شده است لذا هرگونه اختلاف دردین ناشی از چشم بستن برحقایق روشن و داشتن انگیزه های روان شناسانه است که موجب می شود افراد حتی با داشتن اعتقادات دینی ، نتوانند پای بندی خود را نشان بدهند و التزام بورزند.طبق قران کریم انزال کتاب و ارسال رسل برای رفع اختلافات بوده است (نحل-14) ولی کسانی با اینکه علم به مبینات کتاب اسمانی داشته اند ازروی رقابت و ستم گری اختلاف درست کرده اند." فما اختلفوا الا من بعد ما جاء هم العلم بغیا بینهم" ( بقره 213 و نیز جاثیه 17) با این احوال خداوند ایمان آورده ها را به اذن خود هدایت می کند. " فهدی الله الذین امنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه " (بقره -213)

بی تردید خداوند خودش راههای هدایت خویش را نشان داده است. رسول الله که قران اورا صراط مستقیم می داند معیار درست و نادرست است. " فاستمسک  بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم" (زخرف-43) قران صریحا می گوید صراط مستقیم همین است و دنبال راههای دیگر نروید. " وان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولاتتبعوا سبل فتفرق بک عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون" (انعام-153) اگر کسی خداوند را دوست دارد علی القاعده باید تابع رسول الله باشد. " قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله" (ال عمران -21)

هرچه رسول الله بگوید و انجام بدهد معیار درست و نادرست خواهد بود لذا چون رسول الله فرموده است پس از من به کتاب الله و عترتی اهل بیتی متمسک بشوید، معیار پس از ایشان قران و اهل بیت اند. در هجده منبع از منابع اهل سنت به حدیث ثقلین اشاره شده است ( مثلا در صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳-۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب و نیز سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲ و نیز مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲-۳۷۰ ). ضمن آنکه منابع اهل سنت صراحت دارد دراینکه علی بن ابی طالب معیارحق و باطل است.

ابو ثابت، غلام ابوذر می گوید: در جنگ جمل من در لشكر علی بودم. وقتی عایشه، همسر پیامبر را دیدم كه در صف مقابل، رو در روی علی به جنگ برخاسته است، مثل عده دیگری از مردم، تردید و دودلی ذهن مرا به خود مشغول داشت. تا ظهر در این تردید باقی ماندم. هنگام ظهر تردید از دلم رخت بربست و بر حقانیت علی یقین كردم و در ركاب او جنگیدم. پس از پایان جنگ به مدینه آمدم و به حضور یكی دیگر از همسران پیامبر - امّ سلمه - شتافتم، و به آن بانو عرض كردم:نیامده ام كه از شما درخواستی داشته باشم. من غلام ابوذر هستم و از جنگ جمل می ایم.آن بانو به من خوش آمد گفت و من هم گزارش حضور خود در جبهه جنگ جمل را بیان كردم.او به من فرمود:آن هنگام كه دلها به تردید افتادند تو كجا بودی؟من ماجرای دودلی خود را تا هنگام ظهر و سپس جنگیدن در ركاب علی را برایش تعریف كردم.جناب امّ سلمه، پس از شنیدن داستان من، فرمود:آفرین بر تو كه از یاری علی دست نكشیدی. من از پیامبر شنیدم كه می فرمود:علی مَعَ الْقُرْانِ وَ الْقُرانُ مَعَ عَلی، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ.علی همیشه همراه قرآن است، و قرآن هم با علی است، و این دو هرگز از یكدیگر جدا نمی شوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بر من فرود ایند.( المستدرك علی الصحیحین 3/134)

درحدیت دیگر آمده است:رَحِمَ اللّهُ عَلِیاً، اللّهُمَّ اَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ.خدا علی را مورد رحمت خویش قرار دهد. بار الها حق را هر طور كه علی گردید، همراه با او بگردان.( المستدرك علی الصحیحین 3/135- سن ترمذی 5/633.)

سوال اینست که اکنون درعصر غیبت بقیه الله چه باید کرد؟ درروایات داریم که ویژگی آخرالزمان اینست که شبهات و اشکالات به ویژه درباره مهدویت زیاد خواهد شد و کسانی بدین واسطه گمراه شده و حتی جان خود را ازدست خواهند داد. به نظر می رسد معیاراصلی ما وصیت معروف رسول الله و حدیث ثقلین است و انچه ملاک تشخیص حق و باطل است کتاب قران و اهل بیت پیامبراند. انچه با این دو وفق بدهد مورد قبول و گرنه مورد قبول نخواهد بود.

اگرمی گوییم جریان انحرافی ازاین روست که بعضی مواضع و سخنان انها مثل تعیین زمان ظهور بقیه الله با نص صریح متون دینی تعارض دارد.روایات صراحت دارد دراینکه آخرالزمان که شد تنها به احادیت عترت طاهره چنگ بزنید و بقیه را رها کنید. هرگونه اظهار نظر و بیان عقیده که اندکی خلاف قران و سنت معصومین باشد انحراف محسوب شده و مردود خواهد بود.

 

[ 90/03/07 ] [ 19:27 ] [ دکتر میثم امانی ] [ ]

تشبّه به امام عصر (عج)


روان شناسان گفته اند سه انگیزه در طبیعت آدمی وجود دارد که می تواند وی را به سمت فعل اخلاقی سوق بدهد. اول حس همدلی. دوم احساس تعلق داشتن به یک الگوی اخلاقی و سوم تعهد به اصول اخلاقی. میشل اسکالمن  درباره انگیزه دوم می نویسد:ارتباط ما با الگوهای اخلاقی غالبا وثیق است. حتی اگرانها چهره های داستانی باشند یا افرادی که ما تنها درباره انها مطالعه کرده ایم و اشتیاق مابرای برای احترام به انها و احساس یگانگی با انها تاثیر قابل توجهی برما دارد. حتی ممکن است به منظور اثبات احساس تعلق خود به خوبی ها مارابه اعتراف به گناه وادارد. تقلید ازاین چهره های نیک و اتخاذ ارزش های انان به عنوان ارزش های خود ، مارا مانند آنها به موجودات ارزشمندی تبدیل می کند و ما اغلب از طریق انها احساس می کنیم که دریک جامعه اخلاقی قرار گرفته ایم و به یک منبع افتخار مجهز هستیم"( پگاه حوزه، شماره 302، مقاله چگونه به یک فرد اخلاقی تبدیل شویم؟ ، میشلاسکالمن، ترجمه محمد رضا جهانگیرزاده، ص13)

فلاسفه دین یکی از کارکردهای اخلاقی دین را معرفی الگوهای اخلاقی دانسته اند.

قرآن کریم  رسول الله را الگویی نیکو معرفی کرده است." لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه" از اهل بیت به عنوان پاکانی که خداوند هرگونه الودگی را ازآنها زدوده ،یاد شده است" انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" لازمه این ایه معروف تطهیر اینست که اهل بیت الگوهایی نیکویند که می توانند مرجع اخلاقی ما قرار بگیرند.

ازان رو که امام عصر جزو اهل بیت پیامبر است یک الگوی اخلاقی است و برما که شیعه اوییم لازم است که به این الگوی اخلاقی تشبه بجوییم. تشبه جستن به امام عصر  دو لازمه دارد:لازمه اولش اینست که ادمی امام زمان خویش را بشناسد و با صفات و خصایص او اشنا باشد تا بتواند در افعال اخلاقی اش به او رجوع بنماید.لازمه دومش اینست که ادمی تلاش بکند تا خود را بیشتر به امام عصر شبیه بگرداند و همچون امام عصر عدالت گستر، برپادارنده نشانه های دینی، احیاگر سنت ها، هدایت گر انسان ها و نجات بخش دیگران باشد.

کدام افتخار ازاین بالاتر که ادمی بداند به امام عصر خویش تعلق دارد و شبیه او شده است.همین احساس تعلق مندی زمینه ای است که ما را بیشتر و بیشتر به سوی انجام فعل اخلاقی هدایت بنماید. قرار گرفتن در مسیری که متعلق به امام عصر است انرژی می دهد و باعث خواهد شد آدمی همچون امام منجی خویش در راه رفع ظلم و ستم بکوشد و یک منتظر واقعی بشود.

[ 90/03/02 ] [ 17:7 ] [ دکتر میثم امانی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

من ميثم اماني فصل اول كتاب زندگي ام كه گشوده شد متولد شدم در زمستان/ بيست و پنج روز گذشته از بهمن/ خورشيد هزار و سيصد و پنجاه و نه بار تكرار شده بود/ كودكي ام در جنوب در بهبهان گره خورد به نوجواني ام در سال هاي جنگ و"هفت سنگ" فراموش نشدني كوچه/ رنج را با چشم ديدم درد را با چشم دل تا دالان هاي تودرتوي انزوا معرفي ام كرد به فلسفه ورزی/
"چشم ها را بايد شست"...چه زيباست! سرمشق سقراط را مي گذارم و مي خوانم : "خودت را بشناس" / مي داني دنبال چه مي گردم؟ ...بهانه اي براي زيستن ..... چشم به راه قرارهاي بعدي ...من ساحل نشين چشم هاي پايان ناپذيرم/ ايل و تبارم به آنهايي مي رسد كه تولدشان را هيچ گاه جشن نگرفته اند....آدمي آرام نخواهد يافت پس تاريخ من نيز تاريخ يك بي قراري ديگرست/ در جست و جوي جوابي عميق بوده ام كه سطر به سطر كتاب ها را پيمودم تا دانشگاه .....1379 بود...كلاس كلاس فلسفه...پاي درس عقل و شفاي بوعلي/ سوداي هزار مسئله در سرم بود تا اتوبوس ها رفتند ...ازقم به تهران ...ومجالي ديگر. پياده كه مي شوم دانشگاه علامه طبا طبا يي است ...كارشناسي ارشد فلسفه / اسم من است درتابلو ...دو سال گذشته است ..زندگی جریان دارد هنوز زیر بند بند لباس هایم ... تک درخت سربلند پرغرور علی رغم همه تشبادها و تند بادهای سوزان......ایستاده......نامه پایانی ام را نوشتم که همچنان در بند عشقم ...همچنان باید دوید وهنوز هم انگاري كه.....بايد رفت.
پيوندهای روزانه
امکانات وب

ایران رمان