ماجرای  اصل عدم قطعیت هایزنبرگ و علیت باوری

 

دوره لیسانس بود کلاس درس یکی از استادها که بار نخستین نام هایزنبرگ  فیزیکدان آلمانی و اصل عدم قطعیت او به گوشم خورد. یادم نیست که تعارض آن با علیت باوری آنجا به میان آمد یا نه ولی چند روز بعد که از احد خالقی پرسیدم تعبیر استاد را ازاین اصل درست یافتم.

دفعات دیگر اصل هایزنبرگ و تعارض آن با علیت باوری  درچشم من برجسته تر شده بود تا اینکه کتاب" اصل علیت درفلسفه و کلام"  اثر محمد حسن قدردان قراملکی را دیدم که درآن ازاین تعارض سخن گفته و پاسخ گفته بود  بی که بخوانمش.

شب یلدای امسال صادق ماجدی  اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را برای بار دیگر به میان اورد و باعرضه داشت شواهدی دیگر گفت که علیت را قبول ندارد.

روزهای بعد ازآن شب دراین فکر بودم که مسئله پیش آمده را در دو پرسش می توانیم بگنجانیم : اول اینکه تقریر و معنای درست اصل عدم قطعیت هایزنبرگ چیست و دراین راستا نیاز بود به خواندن منابع معتبر و دست اول . دوم اینکه آیا واقعا اصل عدم قطعیت هایزنبرگ با اصل علیت باوری تعارض دارد یا آن گونه که بعضی گفته اند آن را نقض می کند؟

با اینکه می توانستم به کتاب اقای قراملکی مراجعه کنم  مصلحت دانستم که پیش یکی از استادها بروم که تخصص اش در فیزیک را شنیده بودم قبلا.

ایشا مرا از مراجعه به کتاب های فیزیک به واسطه استفاده از اصطلاحات علمی و دشواری خوانش آن برای همچو منی که اشنا به زبان فلسفه ام و نااشنا به زبان فیزیک  برحذر داشت و گفت بهترین منبع دراین باره کتاب دکتر مهدی گلشنی است - که خودشان از فیزیک دانان معروف و مطرح دنیای امروزند - با این عنوان : "تحلیلی از دیدگاههای فلسفی فیزیک دانان معاصر" ومنبع دیگر  اگربتوانی یافت  کتاب هایزنبرگ  خودش  با این عنوان : " جزء و کل" که ترجمه شده است.

تصور نمی کنم در این مدت شلوغ بتوانم نظری به این کتاب ها بیفکنم ولی به نظرم آمده که تا تصور درستی از اصل علیت باوری نداشته باشیم  پاسخ درست به سوال دوم نمی توانیم داد.

علت - چنانچه فلاسفه ما همگی برآنند - دو معنا دارد: درمعنای اول  علت یعنی آنچه پیدایش و دگرگونی معلول متوقف برآنست که معنای اعم گفته می شود. کلیه تقسیمات علت دراین معنا می گنجد. درمعنای دوم که معنای اخص آنست علت  یعنی وجود دهنده و وجود دهنده دقیقا یعنی علت فاعلی  که یکی ازاقسام علت به معنای اول است و منحصرست در واجب الوجود بذاته.

علی هذا علیت باوری دومعنا خواهد داشت: در معنای اول  علیت باوری یعنی اینکه علت به مفهوم وجود دهنده و علت فاعلی به معلول خویش وجود می دهد. معلول معدوم است ولی علت او را از عدم به وجود آورده و موجود می کند. این معنای از علیت باوری به دلیل انحصارش در واجب الوجود بذاته  ربطی به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نخواهد داشت . اصل هایزنبرگ مربوط به عالم ممکن الوجود و مادیات است نه واجب الوجود یا مجردات دیگر.

در معنای دوم علیت باوری یعنی اینکه پیدایش و دگرگونی موجودات ممکن الوجود  متوقف بر شرایط  اسباب  مقتضیات و بسترهایی است که بدون انها پدید نیامده  و تغییر نخواهد یافت. علیت باوری دراین معنا مولفه هایی دارد که بگذار تا وقت دگر. سخن اینست که اگر قرارشد نسبت اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را با اصل علیت بسنجیم و بدانیم تعارض دارند یا نه  باید علیت باوری به معنای دوم آن را مد نظر قرار بدهیم نه به معنای اول و تنها در این صورت است که امید رسیدن به جواب درست و منطقی  یک امید واهی نخواهد بود.