نمونه اس ام اس دانشجویان

 

 این اس ام اس ها برای شناختن جایگاه اساتید درجامعه ، فرهنگ دانشجویی، تغییرذهنیت ها نسبت به درس و نیزجایگاه استاد و دانشجو، دیدگاه جدید و قدیم درباره استاد و دانشجو، فرهنگ و اخلاق برخورد مردم، مدرک گرایی و جدیدا معدل گرایی و نیز تاثیرمتقابل مسائل و مشکلات زندگی افراد بر روی درس و دانشگاه رفتن و مانند آنها می تواند ضروری باشد. نمی خواهم بگویم که چقدر درحد توان خویش به این درخواست ها پاسخ داده ام و چقدر انها غیرمعقول بوده و بعضی متاسفانه زیاده خواهانه ، همچنین نمی خواهم سرگلایه بازبکنم که تمام دغدغه ام یادگیری دانشجویان بوده و اینهمه با عشق سرکلاس رفته ام اما اکنون اینگونه باید ببینم و بشنوم. فقط می خواهم قضاوت را به عهده شما بگذارم. اقلا اگر تلفن چی بودم می دانستم شغلم چیست ولی حالا... هنوز حرف قران درذهنم است : آیا انانکه می دانند با انان که نمی دانند برابرند؟ و هنوز یادم مانده بعد از امتحان ، دانشجویی درجمع بقیه به زبان آمد که : استاد سیزده رجب است ، تولد امام علی است، امام مهر و مهربانی ؛ به عنوان عیدی هم که شده دست تون رو بالا بگیرید. مهربانانه نمره بدهید. گفتم : اتفاقا امام علی امام عدالت است. اگربخواهم مثل امام علی عادلانه  عمل بکنم ، کمترکسی نمره خواهد آورد.

حالا بخوانید:

 

/سلام استاد عزیز. باورکنید سه شبانه روز کامل  اندیشه رو خوندم.کمکم کنید. مطمئنم حق کسی ضایع نمیشه. چون خیلی تلاش کردم.

/سلام و عرض ادب خدمت استاد نمونه و ماه شب چهاردهم و مرد خدا ، پیرو انبیا ، خلیفه الله فی الرض. خواستم یادی از شما کنم و بگم دوستان من درزمین نظیرشما هستند.دوستتان دارم و به یاد شما می مانیم.

همان دانشجو دو سه روز بعد:

/سلام و عرض ادب خدمت شما وقت تان بخیر. می تونم از وضعیت نمره باخبر شم. اقا شرمنده ام. معدلم خیلی پایین است. شرمنده می شم  اگه به شما بگم نمره خوب بدهید ولی بیشتر ازاین نتوانستم. اقای امانی من تحت درمانم.شرمنده.  به یاد شما می مانیم.

همان دانشجوبعد از اعلام نمرات:

/سلام. صبح به خیروعرض ادب. قرار بود بهم کمک کنی دست نورانیت را بالا ببر تا مشروط نشم. اگه امکان داره شرمنده.

 

/سلام. .....هستم. لطفا گوشی بلند کنید!

/سلام میثم جان خسته نباشی. ......فراموش نشه. شرمنده پدرش دهن بنده را سرویس نموده.

/سلام استاد خوب هستین؟ .....هستم.امتحان رو در حد خودم دادم. استاد به خدا قراره عقد کنم . به خدا همه چی به این ترمم بستگی دار. استاد تو رو خدا یه نمره ای بدین درحد 16 که مشروط نشماستاد بعد از خدا امیدم به شماست. تورو خدا امیدم رو نگیر

/با عرض ادب و سلام به محضرشما استاد بزرگوارو انسانیخداترس. غرض ازمزاحمت اینجانب ....کارمندکمیته امداد حضرت امام ره امروز امتحان اندیشه باحضرتعالی را داشته ام شما فرمودید پایان امتحان یک مسیج برایم بفرست. من هم برحسب وظیفه فرستاد. امید مرا مورد لطف خودت قرار دهی. ما هم  انشاالله اگر عمر وفا کرد جبران می کنیم. بنده ترم آخرهستم.

/الهی به حق امام حسین رو زقیامت ابرو و عزتت دهد نذار مشروط شوم.با احترام.

/با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار. جناب دکترامانی عاجزانه از محضرشیرفتان درخواست دادن نمره بالای 15 به .......را استدعا می کنم. نامبرده از خانواده معظم شهداست ومشکلاتی اخیرا دامن گیرش بود. دریابش. ازلطف شما نهایت سپاس را دارم.

دانشجوی نامبرده اس ام اس زد که:

/ با عرض سلام وادب خدمت استاد عزیز جناب اقای دکتر امانی اینجانب .....باتوجه به مشکلاتی که داشتم از محضرتان درخواست دادن نمره بالای 15 راخواستارم.لطف شمارا هرگز فراموش نخواهم کرد. تشکر و سپاسگزارم.

/سلام. وقت تون بخیر. استاد اندیشه 2 خیلی خوب زدم. تورو خدا بهم بیست بدید تا معدلم خوب بشه مشروط نشم. باتشکر.

/سلام دکتر یه کسی به اسم ....تمام نمراتش بیسته . اندیشه هم حدود 18 یا 19 میگیره. کلاس هات هم حضورداشت. براش بزرگواری کن بیست بشه.

/سلام استاد بزرگوار. تورو خدا اجازه بدین چند دقیقه بیام پیشتون وضعیت نابه سامانی که برام پیش امده را تشریح کنم. حضرت عباسی معدلم کشید زیر12. هیچ استادی به جز شما نمیتونه ازمشروطی نجاتم بده. سه روزه هرچه زنگ زدم حتی کل شهررو دنبال ادرس خونه هم گشتم راهی به جایی نبردم. اگه صلاح دیدین اجازه بدین که شمارا ببینم.

/دکترعزیز. لطف کنید نمره کامل بهم بدید به خاطر معدلم من ترم بعد ترم اخرمه.

همان دانشجو:

/سلام دکتر اگه راه داره بهم نمره کامل بده. به خدا به جان خودت برای معدلم نیازدارم و گرنه ممنون و تشکر می کنم هرنمره ای که بهم بدی دوستت دارم.

/سلام برادرچه خبر خوبی اوضاع چطوره التماس دعاها و ل کن نیستن ...

/سلام. باعرض معذرت ازاینکه ازشما تجدید نظر درخصوص نمره اندیشه 2 رو خواستم. لطفا درصورت امکان مساعدت فرموده تامعدل این حقیر ترمیم یابد. باتقدیم احترامات.

/

اشتیاق دیدار


حضرت ولی عصر کسی است که پیامبران الهی از حضرت آدم تا رسول الله مشتاق دیدارش بوده اند. نه تنها پیامبران که اولیای الهی با انتظار فرج وی بسربرده اند. اهل بیت ، ائمه معصومین تک به تک شور و شوق خویش را برای رسیدن به خدمت بقیه الله ابراز داشته اند. روایت دارد که امام ششم جعفربن محمد (ع) اشاره به سینه اش کرد یعنی چقدر مشتاقم که ببینمش.(الغیبه نعمانی – باب 13-ص215)

هریک از ما نسبت به بعضی انسان ها تنفرداریم و نسبت به بعضی دیگر رغبت. اگر ازکسی تنفرداشته باشیم از هم سخن شدن با وی خواهیم گریخت و غیبت اورا اسایش و ارامش خود خواهیم دانست ولی اگر به کسی رغبت داشته باشیم طالب هم سخنی با او خواهیم شد و غیبت او باعث دلتنگی مان خواهد گشت. امیرالمومنین فرموده است: خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم و ان عشتم حنّوا الیکم (نهج البلاغه – حکمت 10) بامردم آن گونه معاشرت کنید که اگر مُردید برشما اشک ریزند و اگر زنده ماندید بااشتیاق به سوی شما آیند.  چه می شود که آدمی طالب دیدار کسی می شود؟

بی تردید اگر طالب دیدار کسی شدیم معنایش اینست که محبت به وی پیدا کرده ایم. محبت بی علت نمی شود وعلت آن خوب بودن است. کسانی که خوب باشند محبوب خواهند شد وکسی که بد باشند مغضوب.

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر(بخش پنجم)

نزدیک بودن ظهور یعنی چه؟

کسانی ادعا می کنند ظهور نزدیک است. اینان نمی آیند بگویند حضرت ولی عصردرفلان تاریخ ظهورخواهد کرد؛ تعیین وقت نکرده اند بلکه به تعبیراتی دیگر روی آورده اند؛ " ظهورنزدیک است"، "ظهور بسیارنزدیک است" و جملاتی دیگر. ایا این تعبیرات درست است یانه؟

کلمه" نزدیک " دراین تعبیرات ابهام دارد و دوپهلوست.هرکسی ممکن است یک برداشت ازاین کلمه داشته باشد.ممکن است کسی یک ساعت دیگررا نزدیک بداند ولی بیست و چهارساعت دیگررا دیر. همچنین ممکن است کسی بیست و چهارساعت دیگر را نزدیک بداند ولی یک ساعت دیگر را خیلی نزدیک.

سوال می کنیم. ایا مثلا یک سال دیگر نزدیک است یانه؟ ایا وقتی می گویید " ظهور نزدیک است" ، می دانید که مثلا یک ساعت دیگراتفاق می افتد یا یک روز دیگر یا یک سال دیگر ؟ معلوم است که هیچ کدام لذا به کاربردن تعبیر" ظهور نزدیک است" به این شکل درست نیست. به این دلیل که کسی نمی داندو نمی تواند بداند که منظور از نزدیک بودن یعنی چه؟ یعنی کدام تاریخ؟  وبه این دلیل که اگربخواهیم بدانیم نزدیک بودن یعنی چه ، باید تاریخ ذکرکنیم و احتمال بدهیم و ذکرتاریخ یعنی تعیین وقت و تعیین وقت کردن دروغ محض است. همچنین به این دلیل که اگر بگوییم" ظهور نزدیک است" همان عوارض واثارمنفی تعیین وقت را خواهد داشت.پیامبر و ائمه اگر تعیین وقت نکرده اند، می خواسته اند جامعه به عوارض و اثار منفی ان مثل قتل حضرت، خلف وعده الهی، برگشتن از اسلام، قساوت و سنگ دلی، تمسخر دین، سوء استفاده دیگران، اضطرار و عدم آمادگی مبتلا نگردد. اگربگوییم " ظهور نزدیک است" دوباره همان اثار و عوارض منفی گریبان گیر جامعه خواهد شد لذا به کاربردن تعبیر" ظهورنزدیک است" درست نیست و حکم تعیین وقت را خواهد داشت. هرچه باشد نزدیک بودن ظهور اشاره به یک زمان تقریبی دارد و اشاره به زمان در حکم تعیین وقت است و تعیین وقت به هیچ وجه قابل قبول نیست.

 

 

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر (بخش چهارم)

با کسانی که تعیین وقت می کنند چه باید کرد؟

درباره وقت گزاری در روایات شیعه سه دسته احادیث وجود دارد:

دسته اول احادیثی است که وقت گزاران را دروغ گو نامیده اند(الغیبه نعمانی- حدیث 12 و 13- ص295 وکمال الدین و تمام النعمه ج2 ص379 و بحارالانوار ج 52 حدیث 5 ص104 وحدیث 19 ص 112 و حدیث 35 ص 119 و کتاب الغیبه حدیث 413 ص427)

دسته دوم احادیثی که گفته اند ما اهل بیت تعیین وقت نمی کنیم.( بحارالانوار- ج 52 حدیث 44 و 47 و 48 صص119 و 120 و الغیبه نعمانی- باب 16 حدیث 5- ص290 و حدیث 6 ص291 و حدیث 12 ص295)

دسته سوم احادیثی که گفته اند ما اهل بیت نه برای انچه قبلا اتفاق افتاده و نه برای آنچه بعدا اتفاق می افتد، تعیین وقت نکرده ونخواهیم کرد.( بحارالانوار ج 52 حدیث 6 ص104)

ازاین سه دسته احادیث برمی اید که اولا اگر می گوییم وقت گزاران دروغ می گویند استثنا بردارنیست.هرکس تعیین کرده ، دروغ گفته است حال هرکه باشد. فرقی بین شیعه و سنی و مسلمان و کافر نیست.چه عالم ، چه عارف و چه عامی هرکس بگوید ظهور حضرت ولی عصر درفلان تاریخ و بهمان تاریخ اتفاق خواهد افتاد، دروغ می گوید.ازاین بالاتر چون اهل بیت به هیچ وجه تعیین وقت نکرده اند، کسی اگر نقل قول بکند و بگوید مثلا امام معصوم را به خواب دیده ام و گفته است ظهور درفلان تاریخ اتفاق می افتد، دروغی بیش نگفته است.

ثانیا اگر می گوییم وقت گزاران دروغ می گویند به این معناست که سخن انها خلاف واقع است. دروغ یعنی خلاف واقع. کسی که وقت می گزارد چون واقع قضیه را نمی داند ، هرچه بگوید مطابق با واقع نیست. وقت گزاران سخن از چیزی می گویند که اصلا نمی دانند کی اتفاق می افتد و چون نمی دانند سخن آنها دروغ است.

اکنون سوال اینست که در برابر وقت گزاران چه باید کرد؟ این وقت گزاران گاهی شده که قیافه حق به جانب گرفته اند و گاهی باچنان اطمینانی سخن می گویند و با چنان زبانی به بیان می آورند که باعث می شود عده ای فریب بخورند، عده ای دنبال آنها راه بیفتند و عده ای دیگر لااق متحیرمانده و به تردید بیفتند. چه باید کرد؟

جواب اول اینکه وقتی روایات ما می گویند وقت گزاران دروغ گو هستند یعنی سخن شان درست نیست حتی اگر قیافه حق به جانب بگیرند وحتی اگر حق و باطل را بیامیزند و حتی اگرهزار ایه و حدیث و دلیل بیاورند؛ هیچ کدام مجوز درستی سخن انها نخواهد بود. سخن باطل ،باطل است هرچند ظاهر حق نما داشته باشد و سخن دروغ ، دروغ است ولو اینکه با آه و تاب و رنگ و لعاب گفته شده باشد.

جواب دوم اینکه روایات ما می گویند نگران نباشید که آنها رادروغگو بنامید( الغیبه نعمانی باب 16- حدیث 2- ص290 و بحارالانوار ج52 ص105) ممکن است عده ای بگویند شاید وقت گزاران راست می گویند و ممکن است عده ای دیگر دچارسرگیجه و سردرگمی بشوند. روایات می گویند تردیدی به خود راه ندهید و مطمئن باشید که وقت گزاری دروغ است لذا قاطعانه و باصراحت بگویید وقت گزاران دروغ گویند.

جواب سوم اینکه باید اعلام برائت کرد. معیارما آنست که رسول الله یادگارگذاشته است: کتاب الله و عترتی اهل بیتی. هرسخن که با این معیارموافق بود قابل قبول است و هرسخن که مخالف بود قابل قبول نیست. باهرکس که سخنش مطابق سخن اهل بیت باشد تولی خواهیم داشت ولی ازهرکس که سخنش مطابق سخن اهل بیت نباشد تبری خواهیم جست. البته تبری از عمل وی.

 

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر (بخش سوم)

 

چرا زمان ظهور حضرت ولی عصر تعیین نشده است؟

درورایت شیعه وقت خاصی برای ظهور حضرت ولی عصر تعیین نشده و نهی شده ازاینکه کسی بخواهد وقت تعیین بنماید. دراین مورد دو سوال هست که باید جواب داده بشود:

سوال اول: چرا پیامبر و ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند؟

سوال دوم: چرا ما نباید وقت ظهور را تعیین بکنیم؟

 و اما جواب سوال اول:

پیامبر و ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند به این دلایل:

1-                تعیین وقت ظهور ممکن است باعث قتل حضرت توسط دشمنان او بشود. علل غیبت حضرت ولی عصر یکی اش اینست که دشمنان وی در صدد قتل وی بوده اند( اصول کافی ج 2- روایت 9 ص 137 و روایت 18 ص140) اگر پیامبرو ائمه وقت ظهور ایشان را تعیین می کردند ممکن بود دشمنان آنها درصدد قتل وی برآیند.

2-                تعیین وقت ظهور ممکن است به خلف وعده الهی بینجامد. اگر زمان ظهور تعیین می شد و بعد به واسطه فراهم نشدن شرایط یا وجود موانع، ظهور به تاخیر می افتاد، معنایش این بود که خداوند خلف وعده کرده است لذا زمان ظهورتعیین نشده تا خلف وعده لازم نیاید.( اصول کافی ج2- روایت 5- ص191 و بحارالانوار ج 52 ص119 و الغیبه نعمانی باب 16 حدیث 13 ص295)

3-                تعیین وقت ظهور ممکن است باعث ارتداد و بی دینی بشود.اگروقت ظهور تعیین بشود ولی ظهور صورت نگیرد یا جلو و عقب بیفتد ، باعث می شود که مردم از اسلام برگردند و دیگر اعتمادی به وعده های الهی و سخنان پیامبر و ائمه معصومین نورزند (اصول کافی ج 1- ص369)

4-                تعیین وقت ظهور ممکن است باعث قساوت قلب و سنگ دلی بشود. مردم اگر بدانند وقت ظهور کی خواهد بود، تا قبل ازان تاریخ سرگرم دنیا شده و غرق معاصی خواهند شد، آن گاه دلهایشان سیاه گشته و پذیرای وجود جضرت ولی عصرنخواهند گشت(اصول کافی ج 1- ص369)

5-                تعیین وقت ظهور ممکن است باعث تمسخر و کوچک شمردن باورهای دینی بشود. اگر وقت ظهور تعیین بشود ولی بعدا اتفاق نیفتد یا جلو وعقب بیفتد، موجب می شود که باورهای دینی سست شده و مورد توهین و تمسخر دیگران قرار بگیرد.

6-                 تعیین وقت ظهور ممکن است باعث سوء استفاده دیگران بشود. پیامبرو ائمه وقت ظهور را تعیین نکرده اند چون خواسته اند دوستان مغرض و دشمنان دانا ازاین فرصت ها بهره نجویند و زمینه اختلاف و پراکندگی درمیان مردم را پدید نیاورند(مقاله آیا روایت معتبری مبنی برعدم جواز تعیین زمان ظهور وجود دارد ، سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر)

7-                تعیین نکردن وقت ظهور باعث انتخاب و آزادی عمل خواهد شد. اگرزمان ظهور تعیین بشود ممکن است مردم به اضطرار و دست پاچگی بیفتند و نتوانند عمل درست و نادرست را تشخیص بدهندولی اگرزمان ظهور تعیین نشود، ازادی عمل وجود خواهد داشت و هرکسی می تواند تصمیم بگیرد که چه بکند و چه نکند (درسنامه مهدویت ج3 صص 159 و 160)

8-                تعیین نکردن وقت ظهور باعث انتظار و آمادگی دائمی خواهد شد.اگرزمان ظهور تعیین نشده معنایش اینست که هرلحظه بایدآماده باشیم و هردم و دقیقه منتظرواقعی باشیم تا لیاقت پذیرش وجود حضرت ولی عصر را پیدا کنیم. ( درسنامه مهدویت ج3- ص159)

واما جواب سوال دوم:

ما نباید وقت ظهور حضرت ولی عصررا تعیین بکنیم به این دلایل:

اول اینکه ما نمی دانیم ظهور حضرت ولی عصر چه وقت اتفاق خواهد افتاد وچون علم به زمان ظهور نداریم، تعیین وقت کردن درست نیست.وقتی در روایات معصومین تعیین وقت کنندگان را دروغگو خوانده اند یعنی اینکه آنان دارند خبر ازچیزی می دهندکه اصلا نمی دانند.

دوم اینکه اگر پیامبر و ائمه برای ظهور حضرت ولی عصر وقت تعیین نکرده اند ، برای اینست که ازفایده های آن بهره بگیریم و درعوض به عوارض واثار منفی تعیین وقت کردن دچارنشویم. بهترآنست که به جای پرداختن به اینکه وقت ظهور کی خواهد بود ، به اصلاح خویش بپردازیم.

 

 

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر (بخش دوم)

 


زمان ظهور در روایات شیعه


طبق روایات شیعه انسان ها نمی توانند به زمان ظهور حضرت ولی عصر پی ببرند و اصلا اینگونه شناخت ها و آگاهی ها دراختیار بشر قرار نگرفته است.دراین مورد سه دسته روایات وجود دارد که ذیلا بیان خواهیم کرد.


(1)                           زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو علم غیب الهی است.


به طور کلی دوگونه عالم وجود دارد: عالم غیب و عالم شهادت. عالم شهادت یعنی عالم قابل مشاهده و محسوس که دراختیار ماهست و می بینیم واشکار است. عالم غیب یعنی عالم غیرقابل مشاهده و غیرمحسوس که دراختیار ما نیست و نمی بینیم و پنهان است (ترجمه المیزان فی تفسیرالقران ج 1 ص73) روایاتی چند هست که نشان می دهد زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو شناخت های مربوط به عالم شهادت نیست که آشکاربوده و دراختیارما باشد بلکه جزو شناخت های مربوط به عالم غیب است که پنهان بوده و دراختیارما نیست. امام حسن عسکری درباره غیبت حضرت ولی عصر فرموده است: این ،امری ازامور الهی و رازی از رازهای الهی و غیبی ازغیب های الهی است (کمال الدین و تمام النعمه ج 2- ص386) درتوقیع شریف حضرت ولی عصر به نایب ایشان محمد بن عثمان العمری آمده است: ظهور فرج به دست خداست و وقت گذاران دروغ می گویند.(بحارالانوار ج 52 ص112 وکمال الدین وتمام النعمه ج2- باب 45 ص485)

امام صادق (ع) در تفسیرایه {الذین یومنون بالغیب} (بقره -3) فرموده اند منظوراز غیب، قیام حضرت ولی عصراست( کمال الدین و تمام النعمه ج2-حدیث 19 و 20 ص9 و کفایه الاثر ص60) علامه طبرسی مفسربزرگ شیعه می نویسد غیبت حضرت ولی عصر و زمان ظهور وی جزو غیب است چون مردم عادی نمی توانند بدان آگاهی بیابند(مجمع البیان ج 1-ص121) امام صادق به مفضل بن عمر فرموده است هرکه ادعا می کند زمان ظهور حضرت ولی عصر را میداند معنایش اینست که درعلم خداوند شریک است و سّرالهی راپیداکرده است و بی تردید دردنیا ضررو زیان دیده و درآخرت به بدترین جایگاه خواهد رفت(بحارالانوار ج53 ص394 و بصائرالدرجات ص179)


(2)                          ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی خواهد بود.


بعضی پدیده ها هست که تدریجا اتفاق می افتد و ناگهانی خواهد بود ولی بعضی پدیده ها یک باره. درحرکت های تدریجی شاید آدمی بتواند علم پیدا بکند و انتظاربکشد ولی درحرکت های دفعی علم پیداکردن ممکن نیست. هرلحظه باید منتظربود. روایاتی چند هست که گفته اند ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی اتفاق خواهد افتاد.

بعضی روایت ها ظهور حجت را به قیامت کبری تشبیه کرده اند وچون قیامت ناگهانی اتفاق می افتد، ظهورنیز ناگهانی خواهد بود (کمال الدین و تمام النعمه ج2- ص374 و عیون اخبارالرضا ج 1 ص297 و بحارالانوار ج53 ص394)

بعضی روایت ها ظهور حجت را به ستاره درخشان تشبیه کرده اند. مثل ستاره درخشان که درشب تاریک به یکباره ظاهر می شود، حضرت ولی عصر نیز به یک باره ظهور خواهد کرد( کمال الدین و تمام النعمه ج1- حدیث 1 ص 287 و حدیث 4- ص288 و حدیث 1 ص326)

بعضی روایت ها ظهورحضرت ولی عصررا به نبوت موسای کلیم تشبیه کرده اند.گفته اند خداوند کارحضرت ولی عصررا یک شبه اصلاح خواهد کرد مثل حضرت موسی که شب هنگام برای آوردن پاره ای اتش رفت و با حکم پیامبری برگشت.( کمال الدین و تمام النعمه ج1 -حدیث 1- ص317 و ج 2 حدیث 1- ص378)


(3)                         ظهورحضرت ولی عصر به دست خداوند صورت می گیرد.


تصور عمومی براینست که حضرت ولی عصرخودش غایب شده و خودش نیز به اراده خویش ظهورخواهد کرد ولی روایاتی چند هست که نشان می دهد خداوند است که حضرت ولی عصررا ظاهر خواهد کرد. امام صادق وقتی به غیبت مهدی (عج) اشاره کرده ، فرموده است : تاآن وقت که خداوند وی را ظاهربنماید. (کمال الدین و تمام النعمه ج 2 حدیث 6 ص 370 و حدیث 1 ص374 و حدیث 7 ص377) معلوم می شود که حضرت ولی عصر اگرغایب شده و اگر ظاهرخواهد شد ، هر دو به امرخداوند بوده است. خداست که می داند چه وقت باید حجت خود را ظاهربگرداند و ظهور به اراده و مشیت او صورت خواهد پذیرفت.