نمونه اس ام اس دانشجویان
این اس ام اس ها برای شناختن جایگاه اساتید درجامعه ، فرهنگ دانشجویی، تغییرذهنیت ها نسبت به درس و نیزجایگاه استاد و دانشجو، دیدگاه جدید و قدیم درباره استاد و دانشجو، فرهنگ و اخلاق برخورد مردم، مدرک گرایی و جدیدا معدل گرایی و نیز تاثیرمتقابل مسائل و مشکلات زندگی افراد بر روی درس و دانشگاه رفتن و مانند آنها می تواند ضروری باشد. نمی خواهم بگویم که چقدر درحد توان خویش به این درخواست ها پاسخ داده ام و چقدر انها غیرمعقول بوده و بعضی متاسفانه زیاده خواهانه ، همچنین نمی خواهم سرگلایه بازبکنم که تمام دغدغه ام یادگیری دانشجویان بوده و اینهمه با عشق سرکلاس رفته ام اما اکنون اینگونه باید ببینم و بشنوم. فقط می خواهم قضاوت را به عهده شما بگذارم. اقلا اگر تلفن چی بودم می دانستم شغلم چیست ولی حالا... هنوز حرف قران درذهنم است : آیا انانکه می دانند با انان که نمی دانند برابرند؟ و هنوز یادم مانده بعد از امتحان ، دانشجویی درجمع بقیه به زبان آمد که : استاد سیزده رجب است ، تولد امام علی است، امام مهر و مهربانی ؛ به عنوان عیدی هم که شده دست تون رو بالا بگیرید. مهربانانه نمره بدهید. گفتم : اتفاقا امام علی امام عدالت است. اگربخواهم مثل امام علی عادلانه عمل بکنم ، کمترکسی نمره خواهد آورد.
حالا بخوانید:
/سلام استاد عزیز. باورکنید سه شبانه روز کامل اندیشه رو خوندم.کمکم کنید. مطمئنم حق کسی ضایع نمیشه. چون خیلی تلاش کردم.
/سلام و عرض ادب خدمت استاد نمونه و ماه شب چهاردهم و مرد خدا ، پیرو انبیا ، خلیفه الله فی الرض. خواستم یادی از شما کنم و بگم دوستان من درزمین نظیرشما هستند.دوستتان دارم و به یاد شما می مانیم.
همان دانشجو دو سه روز بعد:
/سلام و عرض ادب خدمت شما وقت تان بخیر. می تونم از وضعیت نمره باخبر شم. اقا شرمنده ام. معدلم خیلی پایین است. شرمنده می شم اگه به شما بگم نمره خوب بدهید ولی بیشتر ازاین نتوانستم. اقای امانی من تحت درمانم.شرمنده. به یاد شما می مانیم.
همان دانشجوبعد از اعلام نمرات:
/سلام. صبح به خیروعرض ادب. قرار بود بهم کمک کنی دست نورانیت را بالا ببر تا مشروط نشم. اگه امکان داره شرمنده.
/سلام. .....هستم. لطفا گوشی بلند کنید!
/سلام میثم جان خسته نباشی. ......فراموش نشه. شرمنده پدرش دهن بنده را سرویس نموده.
/سلام استاد خوب هستین؟ .....هستم.امتحان رو در حد خودم دادم. استاد به خدا قراره عقد کنم . به خدا همه چی به این ترمم بستگی دار. استاد تو رو خدا یه نمره ای بدین درحد 16 که مشروط نشماستاد بعد از خدا امیدم به شماست. تورو خدا امیدم رو نگیر
/با عرض ادب و سلام به محضرشما استاد بزرگوارو انسانیخداترس. غرض ازمزاحمت اینجانب ....کارمندکمیته امداد حضرت امام ره امروز امتحان اندیشه باحضرتعالی را داشته ام شما فرمودید پایان امتحان یک مسیج برایم بفرست. من هم برحسب وظیفه فرستاد. امید مرا مورد لطف خودت قرار دهی. ما هم انشاالله اگر عمر وفا کرد جبران می کنیم. بنده ترم آخرهستم.
/الهی به حق امام حسین رو زقیامت ابرو و عزتت دهد نذار مشروط شوم.با احترام.
/با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار. جناب دکترامانی عاجزانه از محضرشیرفتان درخواست دادن نمره بالای 15 به .......را استدعا می کنم. نامبرده از خانواده معظم شهداست ومشکلاتی اخیرا دامن گیرش بود. دریابش. ازلطف شما نهایت سپاس را دارم.
دانشجوی نامبرده اس ام اس زد که:
/ با عرض سلام وادب خدمت استاد عزیز جناب اقای دکتر امانی اینجانب .....باتوجه به مشکلاتی که داشتم از محضرتان درخواست دادن نمره بالای 15 راخواستارم.لطف شمارا هرگز فراموش نخواهم کرد. تشکر و سپاسگزارم.
/سلام. وقت تون بخیر. استاد اندیشه 2 خیلی خوب زدم. تورو خدا بهم بیست بدید تا معدلم خوب بشه مشروط نشم. باتشکر.
/سلام دکتر یه کسی به اسم ....تمام نمراتش بیسته . اندیشه هم حدود 18 یا 19 میگیره. کلاس هات هم حضورداشت. براش بزرگواری کن بیست بشه.
/سلام استاد بزرگوار. تورو خدا اجازه بدین چند دقیقه بیام پیشتون وضعیت نابه سامانی که برام پیش امده را تشریح کنم. حضرت عباسی معدلم کشید زیر12. هیچ استادی به جز شما نمیتونه ازمشروطی نجاتم بده. سه روزه هرچه زنگ زدم حتی کل شهررو دنبال ادرس خونه هم گشتم راهی به جایی نبردم. اگه صلاح دیدین اجازه بدین که شمارا ببینم.
/دکترعزیز. لطف کنید نمره کامل بهم بدید به خاطر معدلم من ترم بعد ترم اخرمه.
همان دانشجو:
/سلام دکتر اگه راه داره بهم نمره کامل بده. به خدا به جان خودت برای معدلم نیازدارم و گرنه ممنون و تشکر می کنم هرنمره ای که بهم بدی دوستت دارم.
/سلام برادرچه خبر خوبی اوضاع چطوره التماس دعاها و ل کن نیستن ...
/سلام. باعرض معذرت ازاینکه ازشما تجدید نظر درخصوص نمره اندیشه 2 رو خواستم. لطفا درصورت امکان مساعدت فرموده تامعدل این حقیر ترمیم یابد. باتقدیم احترامات.
/
من ميثم اماني فصل اول كتاب زندگي ام كه گشوده شد متولد شدم در زمستان/ بيست و پنج روز گذشته از بهمن/ خورشيد هزار و سيصد و پنجاه و نه بار تكرار شده بود/ كودكي ام در جنوب در بهبهان گره خورد به نوجواني ام در سال هاي جنگ و"هفت سنگ" فراموش نشدني كوچه/ رنج را با چشم ديدم درد را با چشم دل تا دالان هاي تودرتوي انزوا معرفي ام كرد به فلسفه ورزی/