به عشق میلاد حضرت مهدی (عج) - 1

پدری مولا مهدی (عج)

 

نسبت میان شیعیان و ائمه هدی یک نسبت متقابل دوسویه است. از این سو ما می کوشیم با محبت ائمه هدی و تشبه به کمالات آنها تقرب الهی بجوییم و از آن سو آنان می کوشند هرگونه شده به حفظ و حمایت و دستگیری ما برخیزند. بسیاری مفاهیم که در باره ائمه هدی به کار می رود متاثر از این نگرش است و نمونه اش نقش پدرگونه ائمه هدی است.

مسیحیان مفهوم پدری را به خالق عالم هستی نسبت می دهند و براین باورند که محبت خداوند به انسانها شبیه محبت پدر به فرزندان است. بعضی شان مفهوم پدر را به معنای واقعی گرفته اند و می گویند او واقعا پدر بوده و مولودی داشته که پسر عیسی مسیح (ع) نام دارد و بعضی دیگر به معنای مجازی گرفته اند و می گویند صرفا نماد و استعاره است. جای بحث البته وجود دارد که آیا اسمای الهی توقیفیت دارد یانه ؟ اگر دارد اطلاق پدر بر ذات الهی روا نخواهد بود.

شیعه ازاین مفهوم درباره ائمه معصومین استفاده می کند. مفهوم پدر گاهی به معنای پدر مادی است یعنی کسی که در تکوین بدن آدمی نقش داشته است و گاهی دیگر به معنای پدرمعنوی است یعنی کسی که در ساختن باور و شخصیت آدمی نقش داشته است. معلم و مربی یک پدر معنوی است. اهل بیت نبوی حکم پدر معنوی داشته وخواهند داشت به این دلیل که نقش و تاثیر آنها در حیات انسانها یک نقش تکوینی و نقش و تاثیرشان در حیات مسلمانها و شیعیان یک نقش تکوینی و تشریعی است و مدام در کار پروراندن روحی پیروان خویش اند.

روایت رسول الله است که من وعلی (ع) پدر امتیم. روایت امام ششم است که اطفال شیعه را فاطمه زهرا(س) تربیت خواهد کرد. شاهدش اینست که این انوار آسمانی کوشیده اند هیچ برای انسان ها کم نگذارند. ( ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا) غذای خویش را علی رغم روزه داری خویش سه شب متوالی به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند. علی بن ابی طالب (ع) نماز خویش را تمام نکرد تا به فقیر صدقه بدهد. برو ای گدای مسکین درخانه علی زن/ که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را. هرجا شده امام حسین (ع) دست مخاطبان خویش را گرفت تا آنچه باید یادشان بدهد، یادشان بدهد. امام حسن مجتبی (ع) سه مرتبه اموال خویش را در نیت قرب الهی به نیازمندان شهر بخشید. تفصیل نمی دهم.

نقش امام عصر (عج) نسبت به انسانها یک نقش پدرانه است. روایت ایشان است که فرموده اند ما شما را فراموش نخواهیم کرد واز وضع شما مراقبت خواهیم کرد. تردید نکنید که نقش پدری امام عصر نسبت به شیعیان خویش اقلاً اینست که هوای آنها را داشته باشد. قرار نیست انسان همه آنچه راکه امام عصر انجام می دهد بداند، گاهی ممکن است متوجه بشوی، گاهی اما سر فرصت خودش خواهی دانست و گاهی نخواهی دانست ولی او همچون پدری که نسبت به فرزند خویش فروگذار نخواهد کرد، چهارچشمی مواظب است. آنان که طعم ذکر مهدی (عج) در زندگی خویش را چشیده اند تصدیق خواهند کرد که رابطه ، متقابل است. کوشش از آین سو و کشش از آن سو. کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن. بیاییم در این نیمه شعبان آرزو کنیم شهد شیرین حضور پدرانه حضرت ولی عصر (عج) در گوشه گوشه زندگی خویش را بچشیم.

 

سری به سراغ مناجات شعبانیه


  زندگی انسان ها اگرچه پیچ و خم ها دارد و فراز و نشیب ها که آشفته ات می کند ولی نیز استراحت گاه هایی دارد که می توانی روح و رحیه خویش را شست و شویی بدهی. یک از این استراحت گاه ها دعا کردن است.

ادبیات همه ادیان به ویژه ادبیات شیعی سرشار از دعاهای مختلف و به مضامین مختلف و درزمان های مختلف است. چهاردعای معروف درادبیات شیعه هست که مضامین عرفانی واقعا عمیقی دارد: دعای کمیل، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای عرفه و مناجات شعبانیه. مناجات شعبانیه که ذکر زبان اهل بیت بوده و عارفان ما در طول تاریخ شاگردان خویش را به ملازمت و مداومت با این دعا توصیه کرده اند، اگرچه در ایام شعبانیه وارد شده ولی خاص هرزمانی است که حضور قلب داشته باشی.

مناجات شعبانیه دو بخش کلی دارد. بخش اول اعتراف به تذلل و کوچکی خویش است. برشمردن نعمت های الهی و عجز به تقصیر انسان را وامیدارد تا دربرابر عظمت خالق کرنش بکند و زبان به خضوع بگشاید. ادمی اگر جق خود را بشناسد و بداند که حد وجودی اش ، بنده خدا بودن است دیگر دچارطغیان نخواهد شد. طغیان یعنی پا ازگلیم بندگی بندگی دراز تر کردن، فرعون ها ، قارون ها، عاد و ثمودها، همه و همه حد بندگی نشناختند و خود را به هلاکت افکندند. بخش دوم درخواست وصول و وصال به قرب الهی است. دراین بخش وقتی ادمی به بندگی خود اعتراف نمود، خدارا به عظمت خواهد شناخت و وقتی دریافت که همه کمالات از اوست و اوست که منشاء وجودی همه چیز است، بی صبرانه زبان به خواهش خواهد گشود و خواهد نالید که به سوی خدا بازگردد. دراین دعا میخوانیم : خدایا به من قلبی بده که شوقش مرا به تو برساند، زبانی بده که صداقت اش مرا به سوی تو بالا بیاورد و نگاهی بده که حق اش مرا به تو نزدیک بگرداند. تا آنجا می رسد که : خدایا نهایت گسستن ازهمه و پیوستن به خودت را به من ارزانی دار و چشم های دل مارا به نور نگاه خویش منوربگردان.

گاهی هست که خودت می نشینی و دعا میکنی و به هرزبانی که میدانی با خدای خویش سخن خواهی گفت چنانچه شبان، گاهی دیگرهست که می نشینی و آنچه معلم ات به تو یاد داده ، میگویی و به زبان معلم که خدا را یافته مناجات خواهی کرد چنانچه موسی (ع). مناجات شعبانیه حسن اش اینست که زبان ، زبان اهل بیت است. داری کلمه به کلمه آنچه انسانهای برگزیده خدا و فرستادگان او گفته اند، تلفظ می کنی. کدام لذت ازاین بالاتر که بدانی کلماتی که دردهانت می چرخد، روزی به زبان اهل بیت نبوی چرخیده است.نام من رفته است روزی برلب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می اید از نامم هنوز.

دراین روزها که کم کم باید آماده بشویم تا به ضیافت رمضان برویم، چقدر ذکرمناجات شعبانیه  دل انگیز است. این مدت که بر من گذشت ، کم آشفته ام نکرد، همچون پرنده ای پشت میله های زندانی؛ روانم تشنه چند دم عاشقانه راز و نیاز شده است. در آستانه ماه مهمانی محتاجم که دقایقی چند با معبود خویش به گفتگویی بی حضور هیچ کس بنشینم. راست گفته اند: ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب/ غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا.