بعثت اخلاقی
بعثت
رسول لله بی تردید جنبه هایی مختلف دارد. بنا به اهداف متعدد که داشته است جنبه
هایی مختلف خواهد یافت و اخلاقی زیستن یکی از این هدف هاست. دراین مجال ابتدا به
معنا شناسی اجمالی روایت تتمیم مکارم اخلاقی خواهم پرداخت، سپس مصادیق آن را بیان
کرده و سر آخر با وضعیت روز و امروز تطبیق خواهم داد
معناشناسی
نقل شده
که رسول الله فرموده اند: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ( هادی، اصغر، پژوهشى
پيرامون روايت تتميم مكارم اخلاق و روايات همانند، فصلنامه اخلاق،
شماره 5، شهریور
1389) من مبعوث شده ام تا مکارم اخلاقی را به اتمام برسانم. بحث شده است
بین اخلاق شناسان که محاسن اخلاقی چه فرقی با مکارم اخلاقی دارد؟ روایت نمیگوید
هدف بعثت نبوی اتمام محاسن اخلاقی است، بلکه هدف اتمام مکارم اخلاقی است.
یک.
محاسن اخلاقی مربوط به ظاهر است ولی مکارم اخلاقی مربوط به باطن. بعضی افعال
اخلاقی هست که ظاهری است مثل خوش رویی وبعضی دیگر باطنی است مثل خیرخواه بودن. خوش
رویی جزو محاسن اخلاقی محسوب می شود و خیرخواهی جزو مکارم اخلاقی.
دو. محاسن
اخلاقی با نیت کار ندارد ولی مکارم اخلاقی با نیت کار دارد. فرض بگیرید کسی که
خیّر است و مدرسه می سازد. خود مدرسه سازی جزو محاسن اخلاقی است ولو اینکه نیت
فرد مادی گرایانه باشد. اگر نیت وی معنوی
گرایانه شد جزو مکارم اخلاقی به حساب خواهد آمد.
سه.
محاسن اخلاقی از هر کسی ممکن است سر بزند ولی مکارم اخلاقی فقط از آنانکه طهارت
روح و علوّ نفس دارند صادرخواهد شد. صدقه دادن ممکن است از هرانسانی سر بزند اما
بخشایش اشتباه دیگران فقط از کسانی سر خواهد زد که خصلت جوانمردی و بزرگوار بودن ،
ملکه نفس آنها شده باشد ( رجوع شود به هادی، اصغر، پژوهشى پيرامون روايت تتميم
مكارم اخلاق و روايات همانند،
فصلنامه اخلاق،
شماره 5، شهریور
1389)
بنابراین
محاسن اخلاقی با مکارم اخلاقی فرق دارد. محاسن اخلاقی عام است هم به جهت تعداد
کسانی که می توانند انجام بدهد هم به جهت دامنه شمول که افعال و صفات اخلاقی
فراوان را پوشش می دهد اما مکارم اخلاقی خاص است چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ
دامنه.
روایت
رسول الله به این معناست که غایت بعثت نبوی نه افزودن به شما رمحاسن اخلاقی است که
همه می توانند داشته باشند و دارند بلکه افزودن به شما رمکارم اخلاقی است که همه
نمی توانند داشته باشند ولی باید بکوشند که به دست بیاورند. رسول لله اگر هم و غم
خود را صرف بیان محاسن اخلاقی می کرد ، کاری افزون بر پیامبران پیشین انجام نداده
بود، اگر می کوشید فقط محاسن اخلاقی را درخود بپروراند به مرتبه ای والاتر از سایر
پیامبران نمی رسید.اگر تلاش می کرد به پیروان خود فقط محاسن اخلاقی را بگوید و
پیروان خویش را فقط برای دارا شدن محاسن اخلاقی تربیت بنماید ، بعثت او چیزی افزون
بربعثت پیامبران قبلی نداشت. اتمام مکارم اخلاقی به این معناست که در وهله اول خود
رسول الله بکوشد مکارم اخلاقی را تبیین بنماید، در وهله دوم خودش را به مکارم اخلاقی بیاراید و دروهله سوم پیروان
خویش را در راستای متصف شدن به مکارم اخلاقی بپروراند.
تقرب
الی الله یک معنایش اینست که انسان صفات الهی بگیرد. به تعبیر قرآن کریم صبغه الهی
پیدا بکند (بقره 138) بعضی صفات الهی هست که حکم مکارم اخلاقی دارد. صفت جود و
بخشندگی به این معناست که خداوند بی آنکه مخلوقات انتظاری داشته باشند به آنها
وجود بخشیده است. صفت رحمان به این معناست که خداوند رحمت عامه دارد و به همه کس
مهر می ورزد، فرقی ندارد چه کسی باشد، همه مشمول مهر الهی واقع خواهند شد. خداوند
رحمت ورزیدن را برخود واجب گردانیده است( انعام 54) صفت رزّاق به این معنی است که
خداوند روزی می دهد و بر خوان نعمت او همگان نشسته اند؛ شاکر و کافر، تفاوت ندارد
و به بهانه کفر ورزی رزق کسی را قطع نخواهد کرد.
آدمی
اگر بخواهد تقرب به خدا بجوید و متخلق به اخلاق الهی بشود، لازم است صفاتی ازاین
صفات را درخود پیاده بکند. مکارم اخلاقی خواهد یافت و رفتار وی با دیگران
بزرگوارانه خواهد شد.
مصداق یابی
شاید
مهم ترین مسئله دراین موضوع مصداق یابی مکارم اخلاقی باشد، اینکه کدام افعال
اخلاقی است که مکارم اخلاقی محسوب می شود. دراین مسئله عموما پای دین شناسی تطبیقی
وسط آمده است. پیامبران پیشین مبشر محاسن اخلاقی بوده اند و نیز مبشر مکارم اخلاقی
ولی رسول الله به عنوان آخرین پیامبرالهی تکمیل کننده آنهاست.
قاعده
اخلاقی " بدی را با خوبی پاسخ بده" جزو محاسن اخلاقی است که در همه
ادیان الهی وجود داشته است ولی بعضی قواعد اخلاقی دیگرهست که جزو موارد تتمیم
مکارم اخلاقی است. نمونه اش:
یک.
ابتدا به خوبی کن. یعنی پیش از اینکه دیگران به توخوبی بورزند و حتی اگر خوبی
ندیده باشی ، خوبی کن. معمولا فرض خوبی کردن آنجاست که کسی به انسان خوبی بکند یا
بدی بکند و انسان به خوبی جواب بدهد ولی این قاعده می گوید آغازگرخوبی باش. صله رحم بدون اینکه
آنها بدانند، سرزدن به یتیمان و فقیران به صورت پیش دستانه، به عیادت بیمار رفتن
نمونه هایی ازاین قاعده اند. سیره رسول الله و امیرالمومنین شاهد مدعاست که آنان
ابتدا به خوبی کرده اند. در وصیت نامه امیرالمومنین به این نکته اشاره شده است (مقاتل
الطالبین، صص ۴۴ – ۲۸)
دو. اگر
به تو خوبی کردند، خوب تر جواب بده. معمولا در محاسن اخلاقی رسم بر اینست که اگر
خوبی کردند، تو نیز خوبی بورز. اخلاقا قبیح است که انسان خوبی را با بدی جواب
بدهد، خوبی را باید با خوبی جواب داد ولی دراین قاعده گفته می شود که تو دست
بالاتر بگیر و بهتر جواب بده. شاهدش قرآن کریم است که فرموده است: َ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسيباً (نساء 86) هر گاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد يا (لا اقل) به همان گونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد.
سه. در خوبی کردن
توقع نداشته باش که به تو جواب بدهند. معمولا در محاسن اخلاقی چون ظاهر فعل اهمیت
دارد، خود خوبی کردن دیده می شود ولی ممکن است فرد به هزار شکل دیگر انتظار از طرف
مقابل خود داشته باشد، برسر وی منت بنهد، مطالبه مطلب بکند و حتی وی را بیازارد ولی
با این قاعده معلوم می شود که لازمه خوبی کردن چنانچه جزو مکارم اخلاقی باشد اینست
که توقع پاسخ نداشته باشیم. آیه پنج سوره مبارکه حمد( ایاک نعبد و ایاک
نستعین) اشاره می کند که اگر قرار است کسی
را بپرستیم فقط وجود خداست و اگر قرار است از کسی یاری بطلبیم فقط وجود خداست لذا
استعانت جویی از غیر خدا روا نیست. قرآن کریم تصریح میکند که اگر منت و آزار بعد
از بخشش چیزی باعث ابطال فعل اخلاقی شما خواهد شد(بقره264) انانکه انفاق کنند بدون
منت و آزار، نه بیمی خواهند داشت نه اندوه (بقره262)
ازاین سه نمونه
روشن می شود که مکارم اخلاقی بالاتر از محاسن اخلاقی است. گفته اند که محاسن
اخلاقی زمینه مکارم اخلاقی است یعنی داشتن
محاسن اخلاقی باعث می شود که انسان از ظاهر به باطن برود و کم کم بستر رشد مکارم
اخلاقی و داراشدن علوّ نفس و کرامت روحی را فراهم خواهد آورد. کسی که محاسن اخلاقی
دارد بهتر می تواند به مکارم اخلاقی برسد تا کسی که محاسن اخلاقی ندارد.
تطبیق
سخن اینست که مکارم
اخلاقی چه کاربردی دارد؟ بخصوص اگر وضعیت دشوار زندگی امروز درنظر گرفته بشود
مکارم اخلاقی چه کارکردی پیداخواهد کرد؟
محاسن اخلاقی درهر
وضعیتی امکان بروز دارد. صدقه دادن در هروضعیتی ممکن است رخ بدهد هرچند در وضعیت
های مشقت بار امکان ان کمتر است. با این همه مکارم اخلاقی به ویژه اموزه های وضعیت
های دشوار زندگی بشر است.
در وضعیت آسان و بی
دردسر و رفاه مند اگر کسی ایثار و فداکاری داشته باشد شاید چندان هنر نکرده باشد.
وقتی کسی دررفاه مادی است اگر نان شب خود را به دیگری ببخشد چندان هنر نیست ولی
هنر آنجاست که کسی با وجود سختی خودش دست به ایثار بزند. نمونه اش را در زندگی اهل
بیت شاهدیم که سه روز روزه گرفتند و هر سه روز موقع افطار، غذای خود را به
نیازمندان بخشیدند.
حیوانات نظیر ما
انسان ها به تنگی و سختی می افتند ولی آنها مکارم اخلاقی نمی دانند، برحسب خوی
غریزی خود رفتارخواهند کرد. این هنر انسان است که بتواند ولو درسخت ترین شرایط
سجایای اخلایق خویش را به نمایش بگذارد.
براساس مبانی دینی
هرآنچه می گذرد و اتفاق می افتد مشیت الهی و مایه امتحان آدمی است لذا حتی در
شرایط سخت آدمی شایسته است امتحان خویش را به درستی برگزار بکند. اگر دنیا دار
آزمایش است، در هریک از این امتحانات رشد آدمی افزون تر خواهد شد. اگر دنیا محفوف
به بلایا است و زندگی سراسر آمیخته با سختی هاست و اگر آدمی در سختی آفریده شده
است ازاین روست که گوهر درونی خویش را تقویت بنماید و از هرکدام ازاین لحظه ها و
موقعیت ها بهره بگیرد تا به تعالی برسد.
انبیا و اولیای
الهی چنانچه روایت شده است درمعرض سخت ترین بلایا و مصیبت ها بوده اند. اگر خداوند
می خواست فرستادگان خویش را در بهترین شرایط زندگی قرار بدهد می توانست لکن سه
تالی فاسد داشت: اولا برابری انسانها و به یک چشم دیدن همه معنی نداشت و به فرض
وجود فاصله طبقاتی ، مردم فقیر رنجشان مضاعف می شد و وقتی میدیدند که بزرگان جامعه
فخر می فروشند و درناز و نعمت اند، احساس رنج بشتری میکردند. ثانیا فرستادگان الهی
نمی توانستند گوهر درونی خویش را بنمایانند و حقیقت آدمی را که دراین گونه وضعیت
ها بروز می یابد و بزرگوارانه دست به ایثار و فداکاری می زند و چشم داشتی ندارد
نشان بدهند. ثالثا نمی توانستند الگو باشند و غرض بعثت نقض می شد. وقتی پیروان
ببینند که فرستادگان الهی همچون خود آنها می زیند و تفاوت معیشتی با اقشار فقیر
ندارند دلشان گرم خواهد شد و آنها را درکنار خویش احساس خواهند کرد.
وضعیت امروز بسیار
پیچیده و مشکل شده است. چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ اجتماعی. تلاش برای رفع
هرکدام ازاین معضلات خود یک سجیه بزرگ اخلاقی است لکن درهمین وضعیت هاست که ما
امتحان خواهیم شد و حساب خوبی و بدی خویش را پس خواهیم داد. دراین عصر که نیاز به
اخلاق بیش از هردوره تاریخی دیگر است، می شاید که مکارم اخلاقی را به جد بگیریم و
الگوی پیامبرگونه خوبی کردن را به نمایش بگذاریم. بی تردید بنزین برآتش مشکلات
بشری ریختن هنر نیست بلکه اگر نمی توانی باری برداری، اقلا باری اضافه بردوش کسی
نیفکن و بکوش با اخلاق کریمانه تسکین دهنده آلام انسان ها باشی.